تبليغاتX
red rose

سلام دوستای گُــلم...

برخلاف همیشه من کمی زودتر آپ کردم که سال نو رو پیشاپیش به همه دوستای وبلاگیم و خانواده های گرامیشون و از همه مهمتر عشقم (مریــم) تبریک بگم....

و از اینکه امسال روهم با نظرات خوب و قشنگتون همراهی کردید بسیار سپاسگذارم و سال خوب و خوش ،همراه با شادکامی و سرشار از موفقیت براتون آرزومندم....

حالا هم برای سال نو یه متن آماده کردم و تقدیمش میکنم به مریــــم عزیز....

 

 

 

اگر باد بودم، می وزیدم

اگر ابر بودم ، می باریدم

اگر خورشید بودی ، می تابیدم

                                                   تا بدانی که دوستت دارم

 

 اگر ابر بودی، در انتظار اشکت می نشستم

اگر خورشید بودی، در پرتوت خودم را گرم میکردم

اگر باد بودی ،چون برگ خزان خود را بدستت میسپردم

 

                                                   تا بدانی که دوستت دارم

 

اگر هیچ بودی ، از تو ابر سپیدی میساختم

از تو خورشید باشکوهی بوجود می آوردم

تُرا نسیم ملایمی می کردم

 

تا بدانی که دوستت دارم

 

Posted by : sina

 

Copyright(c)gharibe

all rights reserved

 

 



ارسال شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 22:25 نویسنده : [ سینا ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]


برايت بارهابايدبگويم،كه جاري شدي همچون خون دررگهاي من كه ازمن ساختي بارديگر مجنون،شايد.

ازشكوه عشق خانمانسوزبرايت بارهابايد،قسمهايادكردبرايت بارهابايدسرسجده فرودآورد،شايد.

زدست تو به تاريكي كوهستان غم بايدسفركرد

بدنبال توتاخورشيدبايدرفت،شايد.

نمي دانم كه درجاي نگين تاج زرين كلاهت جاي مي گيرم ويادرزير پاهاي تو بي رحمانه مي ميرم،شايد.

نمي دانم كه بعداز سالهاي سخت ودشوار

كه بعدازروزهاي گرم وشيرين،زمان مردنم .!؟

زمان مردنم،آيادرآغوش توجانم راخدا گيرد؟

ويااين آرزودرنطفه مي ميرد،شايد.

 

عشق پایان ندارد و عاشقی هم پایان ندارد... ،

تا وقتی که عاشق زنده است... ،

مثل یک شعر عشق را می خواند...،

مثل یک ترانه آن را می شنود...،

می خواند و می سراید... ،

پس، بمان پیــــشم...،

گریزی از رفتن نیست…!!

 

 

Posted by : gharibe

 

 

 

Copyright(c)gharibe.

all rights reserved

 



ارسال شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:44 نویسنده : [ سینا ] موضوع : [ ][ ] [ لینک ثابت مطلب ] [ 5 بالاي صفحه ]